فراموشکار

جواب داد و معلوم شد یکی از همسایه هامونه که صد متر دورتر از خونه ما گوشی رو پیدا کرده ولی مدارک رو ندیده. به هر حال خوشحال شدم که حداقل گوشی پیدا شد، آقای همسایه گفت میتونیم همین الان بریم محل کارش گوشی رو بگیریم و یا اینکه وقتی از سرکار برگشت با خودش میاره، کلی تشکر کردم و گفتم با همسرم هماهنگ میکنم بیاد محل کارتون گوشی رو بگیره. رفتم جایی که گوشی پیدا شده بود رو ببینم بلکه مدارک همونجا افتاده باشه مسیری که همسرم با ماشین رد شده بود رو پیاده رفتم ، با خودم گفتم تا خیابون اصلی میرم شاید مدارک رو پیدا کردم. همینطور که میرفتم همسرم رو دیدم سوار بر دوچرخه میاد. از همکارش دوچرخه رو قرض گرفته بود و کل مسیری که رفته بود رو برگشته بود شاید مدارک و گوشی رو پیدا کنه. وسط خیابون رسیدیم به هم ، من که عصبانی کلی غرولند کردم که چرا حواست نیست و همسرم هم با لبخند گفت : به عمرم همچین خبطی نکرده بودم. خواستم اذیتش کنم و نگم گوشیت پیدا شده تابیشتر حواسش رو جمع کنه ولی نمیشد دیگه گناه داشت همسری. گفتم همسایه گوشی رو پیدا کرده برو محل کارش گوشی رو بگیر ولی مدارک رو من ندیدم، همسرم با خوشحالی رفت گوشی رو بگیره و گفت واسه مدارک هم در صورتی که پیدا نشد درخواست المثنی میدیم. خلاصه امید ما به این بود که کسی که مدارک رو پیدا کرده با استفاده از شماره موبایل همسرم که روی بیمه نامه ماشین نوشته شده با ما تماس بگیره. بعد از ظهر این اتفاق افتاد و یک نفر با همسرم تماس گرفت و گفت مدارک رو پیدا کرده و با شماره ای که روی بیمه نامه بوده تماس گرفته، یک آدرس داد که نزدیک خونمون بود و گفت بیایید مدارک رو بگیرید یا آدرس بدید من میام، همسرم گفت باعث زحمت بیشتر نمیشیم، خودم میام به آدرسی که گفتید. خلاصه که این بنده خدا که مدارک رو پیدا کرده بود، کارگر ساختمونی بود که صبح که با موتورش میرفته مدارک رو پیدا کرده، شماره تماس رو هم دیده ولی موبایلش شارژ پولی نداشته که بتونه تماس بگیره واسه همین بعد از ظهر که از سر کارش برمیگشته اول شارژ خریده و با همسرم تماس گرفته. همسرم گفت چون مشخص بوده آدم زحمتکشیه  صد تومن به عنوان مژدگانی بهش دادم. به همسر میگم خدا رو شکر گوشی رو پیدا کردیم و گرنه مدارک هم پیدا نمیشد.

حالا میدونید غصه چی رو میخورم، همسرم یک عکس خفن از من گذاشته واسه عکس کانتکت من ، هر بار با گوشیم زنگ میزنم به همسرم این عکس رو صفحه گوشی همسرم ظاهر میشه. فکر کنید اون روز من چندبار با گوشی همسرم تماس گرفتم و آقای همسایه جواب میداد.وای خدا من که دیگه روم نمیشه با همسایمون روبرو بشم.... ای خدا از دست این همسر. 

/ 10 نظر / 172 بازدید
نیلو

[خنده] اولش چقدر حرص خوردین! ولی خداروشکر ختم به خیر شد. همسر منم از این گیج بازی ها زیاد درمیاره! عکس رو بگو. بابا یه وخ هم که دست خودش هست عکس تو بیفته بغل دستی هاش می بینن خب! عکس رو عوض کن خواهر من. در ضمن ساناز جان با اجازه لینکت می کنم

مریم بانو

خداااروشکر که پیدااا شد مداارک... المثنی گرفتن واااقعا سخته ، خیلی دوندگی میخواااد

النا

خدا را شکر که پیدا شده اگه دست ادم نا اهل میفتد میتونست خیلی کار ها بکنه ... .. واقعا من که خیلی سختمه . همسر منم همینطوریه . یعنی بیش تر وقتا خودم عذاب میکشم .. اونا کارشو میکنه اون بی دقته ، خیلی ریلکسه ، کار ها را میذاره برای وقت طلایی من باید حرص بخورم آخرشم با دعوا و عصبانیت مجبورش میکنم کارهاشو انجام بده بعضی وقتا کم میارم

بانو(:

عکس خفن[خنده][خنده][خنده]

تارا

خداروشکر که پیدا شده و اتفاقی هم نیفتاده:)) ساناز جان کلا هیچ عکسی توی موبایل هاتون نگهداری نکنید چون خدایی نکرده اگه دست آدم نااهل بیفته دیگه قابل جبران نیس:)

دریا

سلام خدا رو شکر که همه چی به خیر گذشته! دادشی ما هم یه بار گوشی رو گذاشته بود رو جعبه عقب ماشین یادش رفت برداره نفهمید کجا افتاده و پیدا هم نشد.

دریا

مثل اینکه کامنتم ارسال شد خدا رو شکر قبلاً چند بار کامنت فرستادم ارسال نشد.[لبخند]

مریم

نگه داری عکس چه خفن و چه غیر خفن کار بسیار خطرناکی میباشد![نیشخند] آقای همساده [شیطان][قهقهه]

یاشل.ماجراهای خواستگاری

نکته آخرش خیلی باحال بود.یعنی واقعا آدم خجالت میکشه .این مردا چه بیخیالن حالا زود اقلا عکس کانتکتو عوض کن

فرنازبانو

سلام. وای چه خاطره ای شد واستون. خدا رو شکر به خیر گذشت. فکر کنین که اگر موبایل و مدارک با هم دست یک نفر می رسید هر چی زنگ می زد گوشی کنار دستش روشن می شد![نیشخند]باید منتظر میموند شماها زنگ بزنین بهش.